X
تبلیغات
گوگوش ماه من

گوگوش ماه من

ستاره آی ستاره خبر سازی دوباره هنوزم ناز اشکات سر و ته نواره


 

خاطره ای از زبان گوگوش: 

شناسنامه ی دیروز من
نام: فائقه    
نام خانوادگی: آتشین
محل تولد: تهران
تاریخ تولد روز: هجدهم
ماه: بهمن
سال: هزار و سیصد و بیست و نه
سال‌ها بعد از انقلاب ….
مادرم می‌‌گفت: گوگوش! تو چرا تولدت رو زمستون می‌‌گیری ؟
گفتم: خب چون زمستون به دنیا اومدم
گفت: کی‌ گفته تو زمستون به دنیا اومدی   تو بهار به دنیا اومدی!!!
گفتم: یعنی که چی‌؟؟؟؟   شناسنامه‌ام میگه متولد بهمن ام
گفت: من تو رو زاییدم    بهار بود     دقیق یادمه    هوا داشت رو به گرما می‌‌رفت  یه ماه و نیم بعد از عید بود
سر سفره هفت سین عید اون سال از خدا خواستم یه دختر بهمون بده  خدا هم تورو به من داد    15  اردیبهشت     یادمه دختر!
یه روزی منزل داییم مهمان بودیم ، داشت داستان به دنیا اومدن منو تعریف میکرد….
می‌ گفت: یادمه     بعد از ظهر گرمی‌ بود       داشتیم تو کوچه فوتبال بازی میکردیم      صدام کردن و گفتن :  فرهنگ بدو  برو قابله رو خبر کن!  نسرین داره بچه اش  به دنیا می‌‌یاد   بدو…..
گفتم: دایی فرهنگ یادتون هست چه تاریخی بود؟
گفت: آره دایی! نیمه ی اردیبهشت بود  یادمه   من که خیلی خوشحال بودم   یادم نمیره اون روز رو ……  از همون روز شدی چشم و چراغ همه ما…….
نگاهی به شناسنامه‌ام انداختم… سا ل‌ها خودمو با این نشونی شناخته بودم… فکر می‌کردم بهمن ایم… مثل فریدون … برادرم… با هم تولد می‌‌گرفتیم… اون ۱۶ بود من ۱۸
اون تولد و شناسنامه رو دوست دارم هنوز……
حالا اردیبهشتی شدم!  دوسش دارم… بهار رو همیشه دوست دارم
چه فرقی‌ می‌‌کنه   واقعا فرقی‌ داره که چه روز و چه ماهی‌ به دنیا اومدیم… اینکه اهل کجاییم و کدوم دیار به دنیا اومدیم…اینکه با کدوم نژاد و مذهب ایم؟؟؟
من انسانم    ما انسانیم    انسانیت معنای من و ماست عشق انگیزه این تولد است    زندگی جشن این تولد      عاشقی راه این زندگی‌
و امروز دلم می‌خواست شناسنامه‌ای داشتم :
نام: انسان
نام خانوادگی: انسانیت
محل تولد: زمین
تاریخ تولد: دیروز
ماه: امروز
سال: هرروز 



« در این زمهریر سکوت

در این یلدای بلند بی آواز

گوگوش ، دهانه ی آتشفشان است»   


با تشکر از دوست گوگوشی بسیار عزیزم لیدا


 

atashinlovers.blogfa.com

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت19:6توسط محیا | |






gogoosh







+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت13:47توسط محیا | |



بعد مدتها اومدم بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

با یه عالمه عکس تاپ ار بانو که خودم تا حالا ندیده بودم

الهی قربونش بشم

این روزا به دیدنت خیلی امیدوارم بانو

آخه یکی از آرزوهام برآورده شد و فهمیدم میشه به آرزو برسی

امیدوارم به بزرگترین آرزوم برسم....آرزوی من...گوگوش من














+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت1:2توسط محیا | |